پس هستم !

 

دکارت یکی از بزرگترین متفکران تاریخ است. « گفتار در روش » او بارها و بارها مرا به تحسین واداشته ، اما آنچه بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار داده ، سخن معروف اوست ؛ « می اندیشم ، پس هستم ».

دکارت می خواست معرفت انسان را بر استوارترین پایه ها بنیاد نهد. امّا متوجّه شد که پس از گذشت قرنها از سوفیستهای یونان باستان ، و آن همه مجادلات و مباحثات ، هنوز هم شکاکان در باب حصول معرفت شک می کنند. این مطلب او را دچار حیرت کرد و به این ترتیب سعی کرد بفهمد آیا راهی برای رسیدن به یقین وجود دارد یا نه. اینجا بود که جملهء معروف خود ؛ « می اندیشم ، پس هستم » ، را تدوین کرد. این فکر ، در بیشتر آثار او ، همچون « گفتار در روش » ، « اصول فلسفه » و « تأملات » انعکاس یافته است.

qwq

2 دیدگاه ها

  1. محمد
    دی ۰۷, ۱۳۹۵ ۱۹:۳۲ پاسخ دادن

    سلام،به نظر من عمیق شدن در تفکرات متفکرین غربی که در دو یا سه صده اخیر پدید آمدند انسان را نسبت به واقعیتها و فاجعه ی معنوی که در دنیای غربی وجود دارد، دچار سر در گمی و سهل انگاری میکند،
    مگر اینکه انسان متفکر ایمانی،، نهایتا شخصی را به خاطر حرکت مثبتی که در خروارها خروار دور افتادگی معنوی در جامعه خودش انجام داده ،تحسینش کند و نه بیشتر،،
    ولی اینکه اشخاصی در تمام اقشار اجتماعی ما با وجود دریای تفکر و معنویت و حقایقی که در منابع اسلامی هست جذب تفکرات روانشناسی و فلسفی آنهم از جنس مثبت غربی میشوند یا از غفلت ومرعوب واقع شدن و خود کم بینی است،یا عدم علاقه به منابع اسلامی

  2. محمد
    بهمن ۱۵, ۱۳۹۵ ۲۳:۴۵ پاسخ دادن

    البته با حفظ احترام نویسده بزرگوار و محترم مطلب،روی سخن من با آندسته از افرادی هست که برای حل بحرانهای اجتماعی جامعه ما اصرار بیش از اندازه بر پیدا کردن راه حل از میان تفکرات متفکرین غربی دارند،نه امثال گردانندگان این سایت که خود از اهالی علم و فضل و دانشند و تعهد و علاقه مندیشان به منابع اسلامی نیاز به بیان ندارد،

گذاشتن پاسخ